و ......
تو به من خندیدی
ونمیدانستی من به
چه دلهره از باغچه همسایه سیب
را دزدیدم....
باغبان از پی من تند دوید....
غضب آلود به من کرد نگاه ......
سیب دندان زده از دست تو افتاد
به خاک وتو رفتی ووووووو
هنوز ..... سالهاست که در گوش من ارام......
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم و
من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟......
خانه کوچک ما سیب نداشت .......
(زنده یاد فروغ فرخزاد)
عاطفه
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
] [ 20:19 ] [ عاطفه ][ ارسال نظر(0) ]
